|
دست نوشته های روزانه ایه یه اب معدنی که طعم پرتغال می دهد
|
يه چند وقت دارم فكر مي كنم به قديما ، به سال 42 ، به دوران جاهليت، اون زمانا يه سري ادوات كفر در بين جوانان غيرو اين مرزو بوم گسترش پيدا كرده بود، اسمشم خفن بود لامسب، sms ، الان كه فكر شو مي كنم مو بر تنم به احتزار در اومده ، چه كارا كه نمي كرديم ، خاك عالم ، sms مي زديم ، وااااااااي ، خدا يا توبه ، خدايا استغفار، خدايا هزار مرتبه عم من يوجيب، اااا ببخشيد اشتباه شد اين دعاي مال يه چي ديگست ، تازه ما باهاش كاراي مثبت مثبت مي كرديم در حد اينكه به دوستمون از اينا مي زديم(شرمم مي شه حتي اسمشو بيارم) كلاس كنسل شد نيا تا دانشگاه و اينا تازه دوستمون دختر بود از فرت پاستوريزگي ، بعضي ها چه استفاده هاي نامشروعي كه ازش نمي كردن ، يك سري نوجوانان و جوانان اين مرزو بوم به دامش فتاده و معتادش گشته بودني همي ،يكسري كه يه سر داشتن باهاش و هزار سودا ، از اين مدلا كه هر كاري مي كردن فرررررررررت sms در مي كردن به طرف كه " اي واي هاني الان اب خوردم" ،من معذرت مي خوام كه مجبورم اسم اين ادات * و هي بيارم، خدايا توبه خدايا استغفار ، ولي چه پولي هم كاسب شد مخابرات كه لعنت خدا بر او باد
بعدش كه مملكت داران ديدن كه نمي تونن اين ادات كفرو ناديده بگيرن اومدن ايرانيزش كردن شد پيامك، بعدشم مشروعش كردن و گفتن اي ايهاالناس بزنيد تا رستگار شويد، البته اين يكي و بايد مي زدي به تي وي و برنامه هاي خاله منگول و دايي شنگول ، نه به طرف، بعدش تازه كار بيخ پيدا كرد ، ورژن تصويريشم اومد به بازار اين يكي خودش كه شاخ بود هيچي اسمشم شاخ بود،mms ، حاليمون نبود و در دام عيادي كفر فرو مي رفتيم، و در منجلابش دست و پا مي زديم، تا اينكه يه اتفاقاتي افتاد(شكلك حالا چي كار داري) و ما از دارم كفر رهايي يافتيم و sms فلان فلان شده قطع شد،خدا باعث و بانيشو به زمين ... اااا بازم اشتباه شد، خدا باعث وبانيشو نگه دار واسه خانوادش،
خلاصه كه يه نون بخوريد صد تا خيرات بديد كه رهايي يافتيد و تا رستگاري فقط دو قدم باقيست
* واسه اينكه بفمم ادوات مفردش چه كلمه ايه رفتم لغت نامه اووردم، حالا هي بگيد وبلاگ جيزه و خير و بركت نداره و وقت تلف كن ِ
حیف که هیچ وقت خاله نمی شم تا خواهر زاده ای مثل نیما داشته باشم.
۱- امروز تو اتوبوس نشسته بودم يه خانم مسني سوار شدن، بنده خدا يه چند سالي از خدا كوچيكتر مي زد از اين مدلا هم بود كه فلشر مي زنن يه عدد مسن سوار شده جوانان بلند شويد اينجانب بشينم، خلاصه بهش گفتم حاج خانم بفرماييد بشينيد، يه نگاه غضب انگيز ناكي بهم كرد كه گفتم چه غلطي كردم مُسدع اوقات شدم و رفت نشست و يه تشكر خشك و خالي هم در راه رضاي خدا نكرد!! پيرزنم پيرزناي قديم، يه نگاه مهربوني داشتن يه دعاي خيري مي كردن ![]()
2- امروز يه تي شرت خريدم روش چند تا
بعد زيرش نوشته ماي فرند![]()
3- يه سوالي؟؟ چه طوري مي شه دايره لغاتمون و افزايش بديم؟؟ منظورم لغت فارسي ها
الان احتمالا مي گيد كتاب بخون، مجله، وبلاگ ، خب من كه هم اين كارا رو هم مي كنم ولي حس خوبي نسبت به دايره لغاتم ندارم، كم لغت بلدم . فکر کنم باید بزنم تو کار رادیو
4- چش عظمت و استاد راهنماي بي سوادم روشن دو هفتس نرفتم نمونه گيري![]()
خيلي دوست دارم زودتر ببينمش . باورتون ميشه واسه اينكه پرواز اون بادكنكا طبيعي به نظر برسه نرم افزاري تهيه كرده باشن كه ۱۰ ماه روش كار شده. يا از دو تا متخصص پرواز با بالن دعوت كرده باشن تا روي اين پروژه كار كنن
منبع : همشهري هميشه جوان
بعدا نوشت:
ديدم خوشتون اومد گفتم بيام بازم اطلاعات بدم بهتون
اون پسر بچهه رو مي بينيد اون وسط؟ اسمش راسل ، دوبلورش يه پسر دورگه ژاپني – امريكايي (چه شود، الان اون چشاي بادوميشو تصور كنم يا تخسي امريكايشو) خلاصه اين اقا پسر 7 ساله از بين 400 پسر بچه ديگه اي كه واسه تست دوبله راسل اومده بودن انتخاب شده، حالا چرا اين؟؟؟ چون كه طرف مثل راديو و البته مثل خود راسل يه بند حرف مي زده
به خدا من اينا رو مي خونم از خودم خجالت مي كشم كه چرا اونقدر بايد و شايد وقت نمي زارم واسه پايان نامم