تبليغاتX
آب معدنی
آب معدنی
دست نوشته های روزانه ایه یه اب معدنی که طعم پرتغال می دهد

 

کپ زده شده از وبلاگ صفا

من خودم کلی خندیدم وقتی دیدم


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سی ام مرداد 1387 توسط آب معدنی

1-      به دلمون موند یکی از این دلاوران ورزش ایران دیگه حداقل یه مدال حلبی از المپیک بگیره

موند به این دل لامصب

 

فچ کنم قبل از شروع بازی ها واسه مجری های شبکه های مختلف،یه دوره "چگونه بعد از بخت بازیکنان،باخت ان های رو توجیه کنیم"گذاشتن

ماشالله همه دوره دیده و اب دیده

انچنان باخت اینا رو جلوه می دن،پنداری اگه مدال می گرفتن اینقدر ارزش نداشت که حالا باخته ارزش داره

 

دلم واسه این حمید سوریان کباب خواست

خیلی فنچ و ریزه میزست،کلی اه از نهادمون برخواست وقتی باخت اونم بعد از سه سال

 

2-بیوتن تموم شد

یه سری از دوستان خیلی از این کتاب خوششون اومد و تعریفش و کردن

می شه واسه من دلایل علاقتون به این کتاب و بگید؟؟؟

 

 

3-هنوز"گور به گور"م،گور به گور نشده

از اون ور "عقاید یک دلقک" و فکر کنم از اردیبهشته دارم می خونم اونم تموم نشد

یعنی اصلا نمی درکم این کتابه رو،همش حذب و گروه های مسیحی و... یه چیزیایی که من سوادم نمی کشست

"میراث "هم یه چند ماهیه داره خاک می خوره

 

 

4-"همیشه پای یک زن در میان است" رو دیروز دیدم

خیلی قشنگ بود

از قرار بر گفته شده از کتاب غیر قابل چاپ،مهدی شجاعیه

توصیه مندیم این کتاب و ایضا فیلم رو حتما ببینید

 

 

 

 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387 توسط آب معدنی

1-      من امروز دیگه جدی جدی تصمیم گرفتم که با توکل به خدا و دعای شما خواننده های عزیز ،بالاخره بعد از مدتی یه پستی بدم

 

2-خدایی من عاشق این یه گله جا تو اینترنتم،ولی خب نوشتنم نمی اومد این چند وقته

 

3- در دوران مقدس لیسانس تو دانشگاه ما سه نفر بودیم، من و یاسی و صبا

هفته پیش نامزدی صبا بود،که من و یاسی هم حضور بهم رساندیم و خوش گذروندیم

 

4-ممممممممممممم حالا بریم 5 شاید اونجا یه خبری بود

 

5- چند هفته پیش شروع کردم به خوندن گور به گور ویلیام فاکنر

سبک جالبی داره این کتابه ،این که روایت گور به گور شدن "ادی باندرون"رو به صورت قطعه قطعه و هر بار از زبون یکی از اطرافیانش بخونی و بعد تو ذهنت باید همه اینا رو سر هم بندی کنی تابفهمی داستان چیه، جدا هم جالبه هم خیلی تمرکز می خواد.

من اون اولاش یکم حالیم نمی شد قضیه چی به چیه بعدش یه حدسایی زدم و رفتم یاداشت مترجم و خوندم و دیدم اونم مثل من فکر می کنه

ادم های این قصه اینقدر معمولین که از فرت معمولی بودنشون خاص شدن

تو بعضی از قسمت های کتاب یه جمله های قصاری گفتن که باید چند بار بخونی تا خوب درکش کنی

 

 

از قرار اقای فاکنر این کتاب و تو شش هفته و اونم هم با کار شبانه پای یک کوره اتش یه نیروگاه محلی نوشته

 

گور به گور/ویلیام فاکنر/ترجمه نجف دریا بندری/نشر چشمه

 

به جان خودم تصمیم گرفته بودم،دیگه دونه دونه کتاب بخونم و یه هویی شروع نکنم چندتا کتاب و همزمان خوندن،اما این کتابه رو چند وقت پیش یه جا جا گذاشتم و بعد 3 هفته،چند روز پیش رفتم اوردمش،خب تو این سه هفته حوصلم سر می رفت شروع کردم به خوندن کتاب بیوتن رضا امیر خانی که یه سوتی عظیمی هم سر این کتابه دادیم رفت پی کارش

نه خدایی شما اینو چی می خونین"بیوتن"

قطعا در نگاه اول می خونینbiyoten  خب منم همین مدلی خوندم و به یارو شهر کتابیه هم که گفتم رفتش فرتی واسم اوردش

اما نکته اینجاست که اسم این کتاب bi vatane

خلاصه که وقتی ساکورا بهم گفت بهش می گن بی وتن و یاد اس ام اس های دوستم افتادم که اونم همش v  می ذاشت جای اون y  خوشگل من، وقت بود که بمیرم از شدت خجالت و سوتی که تو شهر کتاب داده بودم

 

خلاصه که نه گوربه گورو تموم کردم نه بیوتن و 

البته دارم الان گور به گور و می خونم تموم شه که خیالم راحت بشه که این ادی گور به گور می شه. بعد می رم سر وقت گور به گور کردن ارمیا البته اگه خودم تا اون وقت گور به گور نشم

 

اما تو این هاگیر واگیر این دوتا کتابی که تا حدی فکریت می کنن،بامداد خمار و هم خوندم

که دیگه از حماقت این دختره محبوبه سوتی عظیمم و به فراموشی سپردم(حالا چه ربطی به هم داشت خودشم نمی دونه)

 

6- خدایی عجب پستی شدا

بزن قدش

 

 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه سیزدهم مرداد 1387 توسط آب معدنی
Blog Skin