تبليغاتX
آب معدنی
آب معدنی
دست نوشته های روزانه ایه یه اب معدنی که طعم پرتغال می دهد

امروز با همخونهه رفتیم انقلاب، قبلش من یه چند دقیقه مثل مترسک تو مترو صادقیه منتظر همخونهه موندم تا اومد بعدش نکنه ما خیلی وقت بود همدیگر رو ندیده بودیم(پریشبش خونه ما بود) اینقدر حرف داشتیم بزنیم که وقتی به خودمون اومدیم دیده ای ددم وای اینجا که ایستگاه نواب ما باید ازادی پیاده می شدیم(شکلک دیگر نگران نباشید ورژن جدید پت و مت به بازار اومد) خلاصه رفتیم اون لاین دوباره برگشتیم ازادی و بعدشم انقلاب و خرید واسه ملت درو همساده و دوستان و اشنایان در تهران و حومه وشهرستانها( همش تقصیر مامانم بهشون می گه کتاب خواستید بگید ابی می خره واستون_ابی به گور خودش خندید_ انگار من هر روز از انقلاب رد می شم حالا تو مسیرم واسه اینا کتابم بخرم، خلاصه باید چند ساعت وقت بزارم برم و برگردم که چون تنهایی هم حسش نیست با همخونه می رم و کلی خوشحال بازی در میارم از خودمون)

خلااااااااااااااصه دیدیم تا اینجا اومدم اون وخت هیچی واسه خودم نخرم یعنی ایا!!!

این شد که کافه پیانو رو خریدیم همی

اقاهه می گفت رمان خیلی پر فروشی و کاملا مشخص بود چون چاپ 13 هوم بود اینی که من گرفتم،منم از سر کنجکاوی پرسیدم کتاب پرفروش دیگه چی دارین، که گفت بیوتن ،که گفتم خوندم بعد گفت عطر سنبل عطر کاج که باز من گفتم خوندم،بعد اقاهه با یه قیافه ذوقانه ای گفت خیلی کتاب باحالیه مگه نه!!!


نوشته شده در تاريخ شنبه سی ام آذر 1387 توسط آب معدنی

نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و نهم آذر 1387 توسط آب معدنی

1-      اینقده دلم می خواد بنوسیم،اون وختش هیچی ندارم بگم(شکلک بمیرم واسه خودم)

 

2-مامان بزرگه دوباره اومده اینجا و خلاصه جاتون خالی که فیض ببرین و رهنمون بگیرین و رستگار بشید

 

3-چند روز پیش این عظمت طاقچه بالا گذاشت که من نمی خوام مشاور شما بشم،در حقیقت هیشکی تمایل نداره استاد مشاور بشه وقتی فکرشو می کنن می بینن استاد راهنماه دو میلیون می گیره اینا همش سیصد تومن گیرشون میاد خب شاید اگه منم بودم قبول نمی کردم خلاصه زنگ زدم بهشو گفتش نه و نمی خوام و ال و بل و گفتم ببینم داداچ فردا دوباره بهت زنگ می زنم فکراتو بکن،نیایی یه ماه دیگه بگی تو رو خدا من می خوام استاد مشاورتون بشماااا دیگه از این خبرا نیستااا دیگه خود دانی

خلاصه امروز دوباره زنگ زدم گفت غلط کردم دیروز گفت نه

چشم حتما ،اصلا هر چی شما بگید

خلاصه دوباره ما استاد مشاور دار شدیم و همی از در به دری رهایی یافتیم

 

 

4- در راه رضا خدا حداقل یکیتون یه اشاره ای به عوض کردن قالبم می کرد

دل یه بنده رو شاد می کردید یه خانواده رو هم از نگرانی می رهانیدید


نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387 توسط آب معدنی

 

فرمون: موادیه که حشرات تولید می کنند با اهداف مختلف و انواع مختلفی داره ، مثل فرمون تجمعی که در مورد بعضی از سوسک ها چوبخوار وقتی یه درخت پیدا می کنن واسه خوردن ،فرمون تجمعی تولید می کنن و ما بقی رفیق رفاقشم خبر می کنه که دسته جمعی یه غذایی بزنن به بدن

یا مثلا فرمون جنسی که حشره ماده تولید می کنه برای جذب حشره نر

 

 

سر کلاس نشستیم و استاد داره در رابطه با روش های کنترل افت صحبت می کنه،یکی از این روش ها اختلال در جفت گیری حشراتِ ، به این ترتیب که محیط رو با فرمون حشره ماده اشباع می کنن و حشره نر قاطی می کنه نمی دونه به کدوم سمت حرکت کنه تا حشره ماده رو پیدا کنه

 

دوستم: الان حشره نر می گه من و این همه خوش بختی محالِ


نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و سوم آذر 1387 توسط آب معدنی

- سلامنلیکم

 

 

2- یعنی ما امروز سر کلاس جون دادیم،کلا سر این کلاس ما همه کاری می کنیم الا درس گوش دادن،دیگه حرف زدن و خندیدن ابرومندانه ترین کاریه که می کنم،موزیک گوش دادن،خوردن انواع اب نبات با طعم های گوناگون،نخودچی و کشمش و انجیر و گردو(شکلک حال می کنی تغذیه سالمو)، کیک،دوستم یه بار بطری ابشو گرفته بود بالا قورت قورت اب می خورد،کلا هر چی کار بی فرهنگیه و نشون بده ما یک مشت دانشجو نماییم و انجام می دیم

اخه استاده هم همه کاری می کنی الا درس دادن

فیلم می زاره واسمون خب تو بودی که تخمه می خوردی حالا باز ما یکم نخودچی کشمش خوردیم

البته فیلماشم اموزشیه ولی کلا نکه ما بلتیم و اینا از اون لحاظ

ولی با این حال اینقدر زمان سر کلاس این استاده دیر می گذره که حد نداره واسه همون خب جون می دیم سر کلاسش

 

 

3- چند جلسه قبل این استادمون دوباره افتاد بود رو دور چرند گفتن و داشت از کم و زیاد شدن کروموزوم ها حرف می زد که موجب ایجاد سندرم های مختلف می شه

دوستم: خود استاد از سندرم زر زدن رنج می بره

بعدشم من هر وقت می خندم استاده خود به خود یه هویی منو نگاه می کنه(شکلک لوک خوش شانس)


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387 توسط آب معدنی

1- می دونی عاشق این پست پاینمم

بهم خیلی روحیه می ده

خیلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی

حتی موقع هایی که چند روز به چند روزم به این خونه مجازیم سر نمی زنمم،فکر کردن بهشم بهم ارامش می ده

تنها چیزی که این روزا دارم

همین امیـــــــــــــــــــــــــــــــــــد ِ

اصلا دلم نمی خواست حالا حالا بیام و یه پست جدید بدم،حتی الانم که دارم می نویسم مطمئن نیستم که پابلیشش کنم

ولی می دونی زندگی جریان داره

حیف ِ بخوام راکد بمونمو این همه خاطره رو که رقم می خوره ثبت نکنم

پست بزن بریم شماره 2

 

2- بابای ساکورا رو دیروز عمل کردن،از قرار معلوم وقتی یکی رو بیهوش می کنن موقع بهوش اومدن کلی می ره منبر و سخنرانی می کنه

دکتر قبلش گفته بوده که بیشتر مریضی این موقع ها خواهر مادر درو همسایه رو مزین می کنن

بنده خدا بابای ساکورا تو این گیرو دار یاد میشا بوده و به داداش ساکورا سفارش می کرده که این خرگوش امانت یه چیزیش بشه ساکورا پوستت و می کنه(شکلک ساکورای مخوف)

 

خلاصه این موضوع بهانه ای شد  که فکر کنیم به بیهوش شدنمون

تا حالا فکر کردین اگه بیهوش بشید موقع بهوش اومدن چی می گید؟؟

من که اصلا دوست ندارم تو این روزا بیهوش بشم... (شکلک خندم گرفته شدید)

اون وختش هی باید توضیح بدم که ...

فکر کردن بهشم واسم کلی خنده داره

البته یادمه عید هم مریض شده بودم همش می ترسیدم تب کنم و بعدش هذیون بگم

البته ماهیت گفتمان من تو بیهوشیه این موقع و هذیونای عید هر دوتاش یکیه(شکلک تو!!! نشنیده بگیر این خطا رو)

 

بعدش کلی خندیدم به بی هوشیه موشی

این پسر عموی من دایرت المعارف فحش داره،کلا سوژه جالبی می شده

 

3- دیشب ساکورا" ناتور دشت" و بالاخره بهم داد

وایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی که نمی دونی من چقدر عاشق این هولدنم،بشر محشریه

دیشب همین طور کتاب و ورق می زدم و واسه خودم می خندیدم

کلی کیفور شده بودم

بعدش گشتم دنبال اونجاهایی که علامت گذاشته بودم

اونا دیگه اخرش بودن

فکر کن بالای کلمه ح ر و م ز ا د ه قلب کشیده بودم

خدایی تلفظ جالبی داره،یعنی یه اهنگ خاصی داره، فقط حیف معنیش بده(شکلک به خدا من خیلی با ادبم حالا اینجا اینجوری شد)

البته یه چند تا دیگه هم هست دیگه روم نمی شه اونا رو بگم(شکلک گفتم که مودبم)

 

 

 

 

 

 


نوشته شده در تاريخ جمعه پانزدهم آذر 1387 توسط آب معدنی
 

 

امیدوارم

...


نوشته شده در تاريخ دوشنبه چهارم آذر 1387 توسط آب معدنی

به ترکه می گن دوست داری خدا بشی؟

می گه:نه

می گن چرا اخه!!!!

می گه:جای پیشرفت نداره

 

 

 


نوشته شده در تاريخ جمعه یکم آذر 1387 توسط آب معدنی
Blog Skin