۱- امروز تو اتوبوس نشسته بودم يه خانم مسني سوار شدن، بنده خدا يه چند سالي از خدا كوچيكتر مي زد از اين مدلا هم بود كه فلشر مي زنن يه عدد مسن سوار شده جوانان بلند شويد اينجانب بشينم، خلاصه بهش گفتم حاج خانم بفرماييد بشينيد، يه نگاه غضب انگيز ناكي بهم كرد كه گفتم چه غلطي كردم مُسدع اوقات شدم و رفت نشست و يه تشكر خشك و خالي هم در راه رضاي خدا نكرد!! پيرزنم پيرزناي قديم، يه نگاه مهربوني داشتن يه دعاي خيري مي كردن ![]()
2- امروز يه تي شرت خريدم روش چند تا
بعد زيرش نوشته ماي فرند![]()
3- يه سوالي؟؟ چه طوري مي شه دايره لغاتمون و افزايش بديم؟؟ منظورم لغت فارسي ها
الان احتمالا مي گيد كتاب بخون، مجله، وبلاگ ، خب من كه هم اين كارا رو هم مي كنم ولي حس خوبي نسبت به دايره لغاتم ندارم، كم لغت بلدم . فکر کنم باید بزنم تو کار رادیو
4- چش عظمت و استاد راهنماي بي سوادم روشن دو هفتس نرفتم نمونه گيري![]()
