<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>آب معدنی</title>
<link>http://abmadani3.blogfa.com/</link>
<description>دست نوشته های روزانه ایه یه اب معدنی که طعم پرتغال می دهد </description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Thu, 17 Dec 2009 20:13:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>اب معدنی لیز می خورد</title>
<link>http://abmadani3.blogfa.com/post-301.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;1- خدا قسمت همگي كنه اي شالله، دوره همي، چند دقيقه پيش تشريف اورديم رو زمين&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot;&gt;، فقط تو اون گيرو دار نمي دونم چي شد كه دستمامم به ياريم اومدن و بخش اعظم وزنم و كف دستام تحمل كردن، قضيه اين طوري بود يه چندتا پله كه بارون خورده بودن و ليز شده بودن حسابي از خجالت پالتوي نو ما در اومدن، من ليز خوردم، مامانم جيغ مي زنه، بابام تو ماشين نگران مامان شده، و فرتي دنده عقب گرفته كه ديگه ما سوار ماشين شديم و حالا نخند و كي بخند&lt;IMG height=24 src=&quot;http://www.pic4ever.com/images/25r30wi.gif&quot; width=28 border=0&gt;، مامانم مي گفت ببين دستت چيزيش نشده مي خواي تايپ كني ( يعني ته تهش نگران پايان نامم بود&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot;&gt;)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خلاااااااااااااااااصه تو اين بارون و اينا به جا اينكه جو هوا دو نفر بگيرتتون جلوپاتونو نگاه كنيد&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot;&gt; ،به اپارتمان رو به رويي هم نگاه نكنيد&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;2- يادش بخير سال 42 كه با همخونهه شهر علم و ادب بوديم يه بار انچنان برفي اومده بود كه حد نداره، چند روز بعدشم ديگه كوچه خيابونا شده بود اينه، ما دوتا هم تشريف برده بوديم خريد، همخونهه مي گفتن هر كي بخوره الان زمين معلومه داشته چش ملت (البته واژه اصلي اين نبود ، تو ارشيو بگردين واژه اصلي و پيدا مي كنيد نمي دونم چرا الان روم نمي شه بگم&lt;IMG height=19 src=&quot;http://www.pic4ever.com/images/129fs370785.gif&quot; width=36 border=0&gt;) و در مي اورده ادم عاقل اينجور موقع جلوي پاشو نگاه مي كنه نه ملت و&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 17 Dec 2009 20:13:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=abmadani3&amp;postid=301</comments>
<dc:creator>abmadani3</dc:creator>
<guid>http://abmadani3.blogfa.com/post-301.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اب نعنا</title>
<link>http://abmadani3.blogfa.com/post-300.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;1- يادمه پارسال شديدا افتاده بودم رو دور عرق نعنا خوردن(شكلك به قول دختر عموم اب نعنا) بيشتر بدم مي اومد اب بي مزه بخورم، دلم مي خواست اب طعم دار باشه ، بعد يه روز در راستاي تجربه يك طعم جديد، برداشتم عرق نعنا رو ريختم تو ليوان اب پرتقالم، يك مزه گندي شد كه نگو، خلاصه نشد اصلا اب پرتقاله رو هم بخوري، يادمه همخونهه هم بود اون روز، يه چيزي هم بهم گفتا، يه چيزي تو مايه هاي دوباره گند خوريت شروع شد، دقيق يادم نيست، ولي يه چيزي تو مايه هاي فحش خفيف بود&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;حالا اينا رو الان باسه چي گفتم؟&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;2- در راستاي كار فرهنگي البوم علي خان لهراسبي رو خريدم، اسمش 14 است، حالا چرا 14؟؟؟ نمي دونم والا ، از خودش بپرسيد ما كه هر چي پرسيدم نگفت&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در باره الي رو هم خريدم، شبي كه تو خونه مي ديدمش قيافه اهل خانه ديدن داشت، همه ميخ تي وي شده بودن&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 13 Dec 2009 11:38:24 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=abmadani3&amp;postid=300</comments>
<dc:creator>abmadani3</dc:creator>
<guid>http://abmadani3.blogfa.com/post-300.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سامانتا</title>
<link>http://abmadani3.blogfa.com/post-299.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;امروز فيلم &lt;A href=&quot;http://www.impawards.com/tv/posters/samantha.jpg&quot;&gt;سامنتا&lt;/A&gt; رو ديدم، يه بار داشتم درجه بندي فيلم هاي هاليود رو مي خوندم، فكر كنم اين از درجهG بود، از اون مدل فيلم ها كه همه با هم بشينيد ببينيد كيفشو ببريد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;جون ميداد یه بعد از ظهر لم بدي واسه خودت كنار شومينه و ببينش .اخرشم همه به خوبي و خوشي در كنار يكديگر زندگي كردند و گامي به سوي رستگاري برداشتند.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 08 Dec 2009 14:11:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=abmadani3&amp;postid=299</comments>
<dc:creator>abmadani3</dc:creator>
<guid>http://abmadani3.blogfa.com/post-299.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>515</title>
<link>http://abmadani3.blogfa.com/post-298.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;يه اتفاق با نمكي كه امروز تو سرو نقره اي افتاد اين بود كه اقاي شماره 1 از اينكه داداشم با دست چپ مي نوشت اينقد شگفت زده شده بود كه حد نداره، يعني اين بشر تا الان كه كلاس چهارمه يه ادم دست چپ تو عمرش نديده بود، بعد با متعجب ترين حالت ممكن مي گفت تو بلد نيستي با دست راستت بنويسي؟؟؟؟ منم بلد نيستم با دست چپم بنويسم، اقاي شماره ۲ كه كلا چند وقت ياد گرفته بنويسه مي گفت من بلدم با هر دو دستم بنويسم!!!! (شكلك بلوف زدن تا چه حد اخه)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 04 Dec 2009 12:21:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=abmadani3&amp;postid=298</comments>
<dc:creator>abmadani3</dc:creator>
<guid>http://abmadani3.blogfa.com/post-298.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>good night benjamin</title>
<link>http://abmadani3.blogfa.com/post-297.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;1- ديروز بالاخره مورد عجيب بنجامين باتن و ديدم، فيلم بسيار بسيار قشنگي بود، متفاوت ترين زندگي بود كه يه نفر مي تونست تجربه كنه، بهترين اتفاق زندگي بنجامين همين روز به روز جون تر شدنش بود كه فكر كنم همـــــــــــــه خانوما دوست داشته باشن براشون اتفاق بي افته،روز به روز همين طور بزنم به تخته اره ديگه&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot;&gt;، همينجا جا داره از خداوند متعال بابت افريدن برد پيت تشكر كنم&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot;&gt;،دستت درد نكنه خدا، يكم وقتشو بيشتر كنید لطفا&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;۲- يادمه يه بار گفته بودم ديگه كتابي از جومپا لاهيري نمي خونم، يه جورايي همش عين همه انگاري، اما بعد از اينكه يكي دو جا تعريف كتاب &quot; خاك غريب &quot; و شنيدم رفتم خريدمش، مخصوصا با ترجمه اقاي امير مهدي حقيقت كتاباي جومپا لاهيري خوندن داره مثل كتاباي سلينجر كه حتما اقاي محمد نجفي بايد يه دستي تو ترجمش داشته باشه،&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اما &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;موقعي كه داشتم داستان، بهشت-جهنم و مي خوندم هي گفتم ااااا اين چقد اشناست داستانش كه يادم اومد تو كتاب قبلي خانوم لاهيري اين داستان بود، ديگه نمي دونم واسه افزايش حجم كتاب و اينكه شيش تومن قيمت كتاب و حلال كنن دوباره اين داستان و تو اين كتابم اورده بودن يا به دلايل امنيتي ، سياسي، اقتصادي، چيزي بوده كه الله و اعلم ولي خيلي كار غير فرهنگي بود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خلاصه كه هم فيلمه رو ببينيد هم كتابه رو بخونيد، البته اگه به صادق باشه كه الان مياد خيلي شيك مي گه نه كتابش به درد بخور بود نه فيلمش ارزش ديدن داشت&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ديگه اينم از فوايد وبلاگ نويسي و داشتن خواننده هاي ثابت كه مي توني حدس بزني هر كي چي  مي گه&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;3- يه گلدون خيلي خوشگل كه نمي دونمم اسم گلشم چيه اوردم گذاشتم تو اتاقم خلاصه كه برگاش در خطرن&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 29 Nov 2009 14:52:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=abmadani3&amp;postid=297</comments>
<dc:creator>abmadani3</dc:creator>
<guid>http://abmadani3.blogfa.com/post-297.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://abmadani3.blogfa.com/post-296.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;پارسال اين موقع با همخونهه اينجا بوديم، امسال با داداشمو پسرخالم، پارسال خاطره هاي تكرار نشدني خودشو داشت امسال هم همين طور، داداشم دست به سالاد درست كردنش خوبه، پسر خالم انار دون كردنش، در زمينه اب كش كردن برنج  با پسر خالهه اختلاف نظر داريم &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot;&gt;، الانم برم يه چايي با طعم هل بريزم بخوريم كه تو اين هواي سرد خيلي مي چسبه&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 23 Nov 2009 15:15:47 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=abmadani3&amp;postid=296</comments>
<dc:creator>abmadani3</dc:creator>
<guid>http://abmadani3.blogfa.com/post-296.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>...</title>
<link>http://abmadani3.blogfa.com/post-295.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;1- امروز ظهر داداشم پايين مبل نشسته بود و با لپ تاپش مشغول بود،عصاشم تكيه داده بود به ستون، كه ديدم دادش بلند شد، سُر خوردن عصاشو ديدم يه لحظه فكر كردم عصا رفته تو مانيتور ، دوان دوان اومدم پيشش مي بينم سرشو گرفته، مي گه عصا خورد تو سرم&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/06.gif&quot;&gt;،مي گم عيبي نداره&lt;IMG height=35 src=&quot;http://www.pic4ever.com/images/loudlaff.gif&quot; width=32 border=0&gt;، خوبه نخورد به لپ تاپت&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot;&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/08.gif&quot;&gt;. دستشو از محل اصابت عصا برداشته می بینم دستش خونیه&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/02.gif&quot;&gt;حلاصه که شوخی شوخی عصا خورد تو سرش و جدی جدی سرش شکست.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;2- امروز رفته بوديم خونه صبا، اي از مادر شوهرش ناليد، اخرشم برگشته مي گه،شوهر خوبه ها، ولي بگردين يه دونه بدون مامان و خواهرشو پيداكنيد&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/26.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 22 Nov 2009 16:54:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=abmadani3&amp;postid=295</comments>
<dc:creator>abmadani3</dc:creator>
<guid>http://abmadani3.blogfa.com/post-295.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کاخ گلستان</title>
<link>http://abmadani3.blogfa.com/post-294.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;با بچه هاي مدرسه مامانم اينا رفته بوديم كاخ گلستان، مي دونيد ويژگي بارز بچه ها مدرسه دخترانه چيه؟؟؟ رنگ صورتي، يعني اينا يا تمام قد صورتي بودن يا در نهايت يه رگه صورتي رو مي شد تو دفتر دستك و قد و بالاشون ديد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اطلاعاتي در مورد كاخ مي خوايد لطف كنيد خودتون سرچ كنيد&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آآما ، محوطه كاخ خيلي قشنگ بود، هم معماري ايراني داشت، هم كاشي كاري هاي بسيار زيبا، هم درخت هاي  چنار رنگي رنگي، هم اب نما ، هم تا دلتون بخواد كلاغ، و البته طوطي&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;* با مترو اگه بريد، 15 خرداد كه پيدا بشيد و چند قدم خوش خوش بريد مي رسيد به كاخ&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;يه اشك دان اونجا بود، گويا اون زمان اقاي خونه كه مي رفته سفر خانوم خونه تا اومدنش گريه مي كرده و اشكاشو اين تو جمع مي كرده، به قول دوست مامانم يكم اب نمك مي ريختي توش چه كاري بود، نمي دونم اون موقع فرايند تبخير كشف نشده بود؟؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;يه قليون سفري هم بود، گويا اون موقع ها ول كن قليون نبودن&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 17 Nov 2009 09:34:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=abmadani3&amp;postid=294</comments>
<dc:creator>abmadani3</dc:creator>
<guid>http://abmadani3.blogfa.com/post-294.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شمس العماره</title>
<link>http://abmadani3.blogfa.com/post-293.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;1- داشتم فكر مي كردم تو قسمت اخر شمس العماره ، اگه مرحوم شكيبايي زنده بودن و نقش فرخ و بازي مي كردن ، چه پاياني مي شدش.&lt;IMG height=15 src=&quot;http://www.pic4ever.com/images/128fs318181.gif&quot; width=16 border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;2- ديگه دير شده واسه پرسيدن اين سوال،اخه فكرشو نمي كردم فردا سريال تموم بشه، ولي دختر خانوم هاي محترم، اگه جاي ليلا بوديد كدوم خواستگارو (اقاي عليرضا ديگه درست نوشتمش)  انتخاب مي كرديد؟؟&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اهم اهم، اينجانب علي قربانزاده &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;3- اين اخرهم بياييد دست به دعا برداريم و واسه بابا شدن شكور دعا كنيم&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot;&gt;،آآآآآآآ ميــــــــــــــــــــن&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 15 Nov 2009 19:09:15 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=abmadani3&amp;postid=293</comments>
<dc:creator>abmadani3</dc:creator>
<guid>http://abmadani3.blogfa.com/post-293.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مامان بزرگ خوب من</title>
<link>http://abmadani3.blogfa.com/post-292.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;IMG src=&quot;http://images.tvrage.com/shows/13/12358.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;1- مامان بزرگم، كه ان شالله سايشون 120 سال بالاي سر ما باشه، هشتادو اندي سن و سال دارن، من عااااااااااااشق اين مامان بزرگمم، خيلي دل زنده و ترو فرزَن، اهل تلوزيون و سريال ديدن و اخبار و اينجور چيزام هستن بعد هواسشمونم شيش دونگ جمع ِ ، كلا سر اين سريال ديدناي مامان بزرگم و اينكه حواسشم خوب جمع ِ هميشه ما شگفت زده مي شيم، سر سريال جومونگ هم مي ديدن هم تفسير مي كردن، طوري كه داداشم تصادف كرده بود به داداشم زنگ مي زدن مي گفتن قوي باش پسر، مي بيني جومونگ چقد شمشير مي خوره ولي قويه( يعني عاشقشماا) تو هم قوي باش صبور باش،&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;حالا ديروز كه خونمون بودن ما يه كاشفي به عمل اومديم در حد خدااااااااا ، مامان بزرگم اين كارتون مهاجران و مي بينيه با نفسييييير، ديروز مي گفتن ديدي دختره (لوسيمي) گم شده بود سگش پيداش كرد، عمم مي گن اين مامان بزرگ ما بعضي موقع ها بي خيال نماز اول وقت مي شدن اون چند وقت پيشا كه بعد از اذان مهاجران داشت كه بشينن لوسيمي ببينن.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;كلا دلتون بسوووووووووووزه كه از اين مامان بزرگا ندارين.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;2- &quot; &lt;A href=&quot;http://gilaasi.com/1388/08/20/%d9%83%d8%a7%d9%81%d8%b1-%d9%87%d9%85%d9%87-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d9%83%d9%8a%d8%b4-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d9%be%d9%86%d8%af%d8%a7%d8%b1%d8%af/&quot;&gt;كافر همه را به كيش خود پندارد&lt;/A&gt; &quot;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 13 Nov 2009 15:08:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=abmadani3&amp;postid=292</comments>
<dc:creator>abmadani3</dc:creator>
<guid>http://abmadani3.blogfa.com/post-292.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
