...


1- تو کنکور دولتی مجاز به انتخاب رشته نبودم

به همین سادگی به همین خوشمزگی.

 

از اون موقعی که خبر رو به ملت دوست و اشنا دادم، همه می گن اخه:دختر این رشتس انتخاب کردی

مرده این روحیه دادنتونم

 

2-از سری نامه های شهر دور

برسد به دست همونایی که خودشون می دونن

...

...

خداوند جاده و تیر برق و رویا پردازی را،ازمان نگیرد

فرهنگی بازی


-دیدم این پست قبلیم فرهنگیه،گفتم یه سری سوتی فرهنگی هم واستون تعریف کنم

 

من و ساکورا داشتیم در مورد کتابای جلال ال احمد صحبت می کردیم

(می بینی ما چه ملت فرهنگی هستیم.دخترا معمولا دونفر دو نفر یا واسه هم خالی می بندن یا پز می دن ولی ما که از این اخلاقای بد بد نداریم)

ساکورا:چند وقت پیش کتاب مدیر مدرسه جلال ال احمد و خوندم

من:منم اینو خوندم. تو ماه مهر شروع کردم یه کتابی ازش خوندن،حالا اسمش یادم نیست. بگمانم سخی در میقات بود

ساکورا: با خنده،نکنه منظورت خسی در میقاته

 

یه چیزی تو مایه های یازده سال قبل. تو تابستون

داداشم داشت در به در دنبال یه کتابی می گشت.

 اخر سر رفته به مامانم می گه: مامان این کتاب عمه قضی منو ندیدی

منظورش عمه جز بوده

 

ساکورا: تو نمایشگاه کتاب صحیفه سجادیه خریدم

داداش ساکورا دیده کم اورده می گه:خب مگه چیه منم معنوی مثنوی خریدم

 

2-این خانوما رو دیدن می شینن واسه هم درد و دل می کنن

بزارید یه مثال بزنم

خانومه:این ترم 800 هزار تومن پول شهریه دخترمو دادم

می ره کلاس.فلان تومن پول خورده ریزاشو دادم

اینقد تومن پول موبایلشو دادم

 

همه فعلاشون مفرده. مگه اینا زندگی مشترک ندارن

مگه اینا،ما نیستن

پس چرا اینقد من من می کنن

 

 

3-جدیدا با خرسای قطبی نسبت پیدا کردم. همش خوابم

 

4-این اولین خرداد بعد از 16 ساله که من هیچ امتحانی ندارم

خدا زیادش کنه

 

...


1-  - خدا نصیب نکنه ،این فامیلای ما یکی از یکی ناصر ترن.خفه کردن منو، هر کی بچش روزنامه دیورای بخواد درست کنه تحقیق داشته باشه،کاردستی داشته باشه،انواع مختلف طرح های من دراوردی جدید داشته باشه، اینایی که گفتم در سطح ابتدایی راهنمایی بود اون بچه دیگشون که دانشگاه درس می خونه اگه تحقیق اینترنتی داشته باشه،تایپ داشته باشه،ترجمه داشته باشه فرتی دستشو می گیرن میارن خونه ما.

والا روتونو برم

 

2-یه دوستی منو به بازی کتاب دعوت کرده

 

-دالان بهشت –نازی صفوی

به قول یارو گفتنی از این کتاب های عامه پسنده

-سینوهه

دیدین قبل امتحانای پایان ترم یه یه هفته ای فرجه می دن،خب جماعت دانشجو هم که از اول ترم شلنگ تخته انداختن این یه هفته عین تراکتور درس می خونن

دقیقا من تویه همین فرجه نشستم دو جلد سینوهه رو خوندم

حکایت فرعون و فرعون بازیه

مخ مردمو خالی می کردن توش قیر می ریختن و دوران مومیایی و این حرفا

-دزیره

من چون کلا خودم عشق ناپلئونم(شاید به خاطر نمره های ناپلئونیم) با یه حس خوبی این کتاب و می خوندم

موقعی هم که ناپلئون مرد یه فصل واسش گریه کردم

- سوپ جوجه برای روح

یه 80 تایی داستان کوتاه داره

-امیلی دختره دره های سبز

همون امیلی در نیومن خودمون

دلم یه هو واسه تدی کنت تنگ شدش

 

راستی این بازی دعوت هم داره

دعوت می نماییم از حسین و مهدی و اناهیتا و اناهیتا

 

3- از سری نامه های شهر دور

از طرف اب معدنی

برسد به دست خودشان می دانند

 

...

هوم

...


1- از سری نامه های شهر دور

   برسد به دست اب معدنی

 

سلام اب معدنی عزیز

اینجا،در شهر دور همه به خاطر نامه ای که برای ما فرستاد خوشحالند

...

...

...

...

باز هم دلنتگ شدی،برای ما بنویس.

 

2-بالاخره اخرین کنکور کذایی رو دادم و خلاص شدم

نمی دونم چرا شب کنکور با هر پلک زدنی قلپ قلپ اشک می اومد پایین.

هیچ ربطی هم به فردا نداشت

یه دلتنگی ساده بچه گانه بود.

 

3- دیروز ارتودنسی های فک بالام رو برداشتم. الان دندونام جون می ده واسه تبلیغ خمیر دندون و مسواک

 

 ۴- من و موشی در حال گل یا پوچ بازی کردن

موشی: می دونی اب معدنی دم خونه اون یکی مامان بزرگم یه درختی که وقتی بغلش جیش می کنی زودی یه گل می ده

...


من خسته شدم دیگه به جون تو

اردیبهشت


- باز هم میلان و لیورپول.

این هوا دوست داشتم منم سن سیرو بودم. این هوا مقیاس خیلی زیادی است.

2-یه چند وقتی هست منم به بازی اروز ها دعوت شدم .مرسی از رفیق گرانمایه که من و دعوت کرد

-اولین اروزم که دوست دارم تا شهریور براورده بشه.قبولی در ارشده

-دومین اروزم اینه که یه کلکسیون داشته باشم یا بهتر بگم یه کلکسیونر (درست گفتم؟)می بودم

حالا کلکسیون هر چی .تمبر.سکه.قوری... (به جون خودم این اخریه رو یه بار تو تی وی دیدیم طرف کلکسیون قوری داشت)

-شدیدا دوست دارم یا به قولی ارزو دارم جهانگرد بشم .اول هم از ایتالیا شروع می کنیم

- یکی دیگه از ارزوهام اینه که کاش ساعت برنارد رو داشتم

- ... (قرار نیست که همه اروز هامو لو بدم)

اما دعوت می نمیاییم از حامد -مهدی-سپیده و افسون اینا-

3- نامه ای به خدا

با عرض سلام خدمت خدای خوب و مهربان خودم

امیدوارم که خسته نباشین

ما هم خوبیم. اونا هم خوبن

خدای خوب و مهربانم می خواستم از شما خواهش کنم که شرایط اب وهوایی را به روال قبلش بر گردانید

این هوای اردیبهشتی شدیدا دو نفره است و ما افسردگی گرفتیم

و برای همین هم نمی توانیم درس بخوانیم

یعنی اگر قبول نشدیم تقصیر اب و هوا بوده است نه درس نخواندن ما

قربان شما یک اب معدنیه یکه یالغوزه دم کنکوری

تصمیمات هویجوری


این که ادم تو زندگی تصمیم های مختلفی می گیره رو که قبول دارین

و ایضا اینکه ممکن این تصمیم ها طوری باشه که ادم نخواد یا نشه یا نتونه بهشون عمل کنه رو هم که قبول دارین

خوشحالم که اینقدر مثل هم فکر می کنیم

دو هفته


می خوام دو هفته نیام این دنیا

می دونم کلی دلتون واسم تنگ می شه

می دونم سخته واستون دوری از من

اما خب تحمل کنید.فقط دو هفته است

می خوام این دو هفته با کتابام لاو بترکونم

فکر کردن به اینکه سال دیگه هم به خوام ریختشونو ببینم خارج از تحمل منه

علاوه بر این. قول دادم. به یه دوست

نمی خوام بد قولی کنم

پس تا دو هفته دیگه

قربان شما یک اب معدنیه دمه کنکوری

 

کاکا


چه معنی داره تیم محبوب ادم فرت و فرت ببره                                         

2- 22 اوریل یا همون دوم اردیبهشت خودمون تولد کاکا بوده،طرفدارای میلان هرگز این اسطوره دوست داشتنی رو فراموش نمی کنن،مخصوصا دیشب رو که اگه این ریکاردو نبود ...

اسم کامل کاکا،ریکاردو اینرسون دوس سانتولس لیته است.

نمی دونم تا حالا دقت کردین این پسر بچه ایی که تو مقطع ابتدایی ان همیشه همدیگر رو به اسم فامیل صدا می زنن،مخصوصا تو اتوبوس. حالا تصور کنید اگه کاکا ایران بود دوستاش صداش می زدن اینرسون دوس سانتولس لیته، اینرسون دوس سانتولس لیته ،

3-به گمانم میاد بر پیشانی مبارک این مسولین ورزشگاه اولد ترافورد خر بوسه زده که بر داشتن دور تا دور زمین فوتبال خندق حفر کردن. دیشب این نستا و رونالدو با مخ افتادن تو خندق

4-این اقای خیابانی هم دیشب از هیچ کلمه ای فرو گزار نکرد هر چی دلش خواست بار این میلانی ها کرد .الهی که لب تابش به پوکه

...


-یه چند وقته می خوام یه چیزی بگم یادم می ره

در پی تلاش های جان بر کف گونه،ارنولد گونه،سوپرمن گونه اقای حامد ملقب به حامد راکی،ما توانستیم پسوورد اون وبلاگ قبلیمان را از هکرهای بی خواهر مادر بگیریم و فعلا هم نمی دانیم کماکان اینجا بنگرایم یا انجا؟

2-همچین انگار دل بعضی از رفقا واسه این تی وی ما تنگ شده با اس ام اس و اف لاین و ان لاین و کامنت و حضوری و غیر حضوری ابراز ارادت کردن خدمت تی وی مذکور و تقاضا کردن که ما باز هم از این پدیده بنگاریم.

دیروز یه مطلب جالب تو مجله خوندم .اینکه .تی وی هایی به بازار اومده که ضد آبن و برای استفاده در حمام و استخرو مکان های مرطوب کاربرد دارن.

بالاخره یکی پیدا شد و این ارزوی ما رو به واقعیت تبدیل کرد

چند وقت پیش(خیلی چند وقت پیش) با ساکورا داشتیم در این مورد صحبت می کردیم که یه سیستم صوتی این عیادی کفر بسازن، ان شالله که در حمام کاربرد داشته باشه و بشه تو حموم هم اهنگ گوش داد که حالا با تصویر می بینم بیشتر حال می ده.

3-این چند وقت مطلب های مختلفی در مورد اخراجی ها خوندم. چه نقد و چه تعریف تمجید. من از فیلم  خوشم اومد یه سه چهار باری هم دیدمش.با این دو تا نظر خیلی موافقم یکی این و یکی دیگه هم تو مجله همشهری جوان خوندم که لینکشو یدا نکردم صفحه ۲۹. می خواهیم بخندیم. همین

۴- خیلی خطرناکه حسن