سگ لرزه
2-اون شبی می خواستیم بیاییم تهران واقعا خاطره بود،تو این گیر و دار خرابی جاده ها تعطیلمون کردن،طفلی بچه هایی که خوابگاه بودن، موندگار شدن
ما با یه مکافاتی بلیط قطار پیدا کردیم، بلیط صادر شده برای دو تا اقا بود و مخصوص کوپه برادران
فکرکن!!!
من و همخونه ساعت یک نصفه شب تو به کوپه مختلط ![]()
بالاخره خدا همیشه حافظ پارتی جماعت باشه ان شالله که ما رفتیم به یه کوپه خواهرانه
ساعت 8 صبح رسیدم تهران
تا خود صبح هم تو قطار بیدار بودم،
این جور موقع ها داشتن یه رفیق شفیق را توصیه مندیم![]()
3- دلمان شدیدا یک خواهر می خواهد اما نه از هر نوعش
یک خواهر بزرگتره، پا به ماه
دلمان خاله شدن می خواهد این روزها![]()
4-پروژه عمه شدن ، یه پروژه طولانی مدت، یه چیزی تو مایه های یه دهه دیگه
عمه شدن هم چندات جالب نیست
همه چیزو حواله عمه می کنن
مخصوصا خودم که تو این زمینه خیلی پایه ام
تصور کن من به دختر داییمم می گم : اره جون عمت![]()
5-تو اخبار دیشب، فوت چند نفر بر اثر گاز گرفتگی رو دیدن؟؟؟
بمیرم
اینقدر دلم واسه اون پسره 23 سالهه کباب شد که حد نداره
حیونکی از حموم اومده بوده بیرون،لباساشم شسته بود اویزون کرده بود
بعدشم که...
خدا رحمتشون کنه
این چند وقت اینقدر مرگ جوون دیدم که دچار افسردگی حاد شدم
6-خونه ما خیلی سرده، پنداری دمای دستشویمون با دمای فیروزکوه تنظیم می شه![]()
به خاطر همین شبا همه میایم تو پزیرایی می خوابیم
با توجه به اینکه سیستم گرمایشی خونمون رادیاتور و یه شومینه است احتمالا گاز گرفتگی ما خیلی کمه
داداشم دیشب می گفت: رخت و خوابا رو درست پهن کنید، لباس خوبم به پوشید
یه موقع زد مردیم، فردا می خوان تو تی وی نشونمون بدن ترو تمیز باشیم![]()
برفی که باهاش مدرسه تعطیل نکنن که برف نیست
، اخر ترمی من با یه جزوه دویست و اندی صفحه ای چه خاکی تو سرم بریزم
