بعدا نوشت

۱-ممنونم از همه دوستای نازنینم که با متوصل شدن به روشهای مختلف حتی با دودو  کبوتر،پیغام تبریک فرستادن

خیلی گلین

فقطااا نمی دونم چرا همه دوستام عصر 28 ام بهم تبریک گفتن

بعدشم تازه همش این توهم و داشتن که اولین نفرن

 

 

2-کلا این روز تولد من خیلی خاصه

روز سپندار مزگان هم هست

و همزمان هست با روز تولد جان تراولتا( ممممممم اگه برد پیت بود خوشحال تر می شدم)

 

 

3-من غلط بکنم تو این خونه بگم کادو می خوام، همین چند روز پیش یک میلیون تومن، فچ کن یه میلیون تومن واسه هشت واحد زپرتی روانه خیک جا*سبی کردیم

نه تو بودی کادو می خواستی؟

 

 

4-امروز هم در طی یه عملیات برنامه ریزی شده از شبهای امتحانی که با همخونهه مخمون به روغن سوزی می افتاد،رفتیم موزه

البته هاااااااا ما تصمیم داشتیم همه موزه ها رو زیر پا بزاریم ولی خب فعلا به هفت چنار رضایت دادیم

23

 

تولدش مبارک

دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد

1- مامان خانومه ما،از دیروز رسما خونه تکونیشو شروع کرده،پارسال می گفتم درس دارم از زیر کار در می رفتم

اما امسال قضای پارسالم باید به جا بیارم

شدم کوزته به تمام معنا

دیروز یه عالم ملافه ریخته تو ماشین،چشمتون روز بد نبینه،انگار این ملافه ها رو از دهن بز در اوردی همه چروک، امروز صب نشستم به ملافه اتو کردن

طفلی این دست راستم از اون موقع به بعد خود به خود جلو عقب می ره

 

2-- خوندن کتابایی که داستان کوتاهین این خوبی رو داره که می تونی چندتاشو همزمان بخونی

 

 

دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد/انا گاوالدا/الهام دارچینیان/نشره قطره/2400 تومن

اسم کتابه از جمله اتفاقای قشنگیه که همه دوست داریم واسمون بی افته

اگه تاحالا پاریس نرفتین حتما این کتابه رو بخونین که یه دوری تو کوچه پس کوچه ها و کافه های پاریس بزنین با دوهزار و چارصد تومن

متنش،ترجمش و داستانهاش همه عالین

بخونینشااااااااااااا

این کتابه رو از کتابخونه گرفتم،حالا که دارم می خونمش می گم کاش خریده بودمش

 

دلتنگی ها نقاش خیابان چهل و هشتمو هم دارم می خونم

و یه کتابی از چخوف به گمانم اسمش پنج داستانه(حوصله ندارم برم اسمشو ببینم)

 

3- صد سال تنهایی رو برای تولدم خودم برای خودم خریدم

 

4- بالاخره چراغ ها را من خاموش می کنم  و تموم کردم

فکر کنم اوایل دی بود که شروع کردم به خوندنش،بعدش امتحانام شروع شدوبلاتکلیف مونده بود تا همین چند روز پیش

قصه قشنگی داره ولی بسکم این خانم پیرزاد گفته

ارمن گفت

ارسینه گفت

ارمینه گفت

ارتوش گفت

مامان گفت

الیس گفت

امیل گفت

امیلی گفت

ویولت گفت

رسما دهن ادم صادف می شه، یعنی یه جورایی خسته می شی

 

این افاضات پست پایین هم ماله مامانه راوی داستان یعنی کلاریسه

 

 

5-حیفا،بهمن 86 هم داره تموم می شه

 

 

۶- این ولنتاین کوفتی هم دوباره اومدو ما دوباره...

اصلا از این قرتی بازیا خوشم نمی یاد

اصلاهم گربه دستش به گوشت نمی رسید می گفت پیف پیف نیستش

...

به قوله مامانه کلاریس . من خر!

به خانه بر می گردیم

1-      الو الو

صدا میاد

الوووووووووووووووووووووووووووو

1 2 3  امتحان می کنیم

 

صدای من را از تهران می شنوید

از خانه

 

 

 

اشک تو چشام جمع شده،چقدر دلم واسه خونمون تنگ شده بود،

واسه اتاق یخچالیم(من نمی دونم این اتاق کوفتی من چرا اینقدر سرده)

واسه داداشیم

واسه لوس بازیاش

واسه مامانم

واسه غارم

واسه ارامش اینجا

واسه حموممون

واسه دستشویمون(با فضای سبز)

واسه وضوح تصویر اینجا(تو اون خونه کوفتی اصلا ما تی وی نمی دیدیم،بس کم برفکی بود همه چیز)

واسه غذای گرم و اماده

واسه فراغت بالی که اینجا دارم

واسه کتابام

واسه تختم

واسه پتو سبزم

واسه ولو شدن جلوی تی وی

واسه غیبت بازی با مامانم

واسه هر چی که فقط متعلق به اینجاست و هیچ جایی نمی شه پیداش کرد

 

 

البته الان خیلی جو گرفتتم

خودم می دونم

فردا که اومدم گفتم من چه کنم با این داداش الاغم تعجب نکین

 

 

 

2-      دیروز ما رسیدم خونه یه چایی با مامان خانوم زدیم و یکم غیبت بازی کردیمو رفتیم دندونپزشکی

من چقدر از این تف جمع کن دندونپزشکی بدم میاد

از نظر من که در زمینه دندون پزشکی واسه خودم صاحب نظرم این یارو هیچی حالیش نبود

من به اندازه شایدم به جای تمام فامیلای زنده و مردو به دنیا نیمدمون رفتم دندون پزشکی

فک کردن به اینکه این دمو دستگاه دندونپزشکی تو دهن هزار و یه نفر رفته و الان من هزار و دومین نفرم واقعا حال بهم زنه،ولی مانع از این نشده که من برای دومیلیونیوم بار نرم دندون پزشکی

ولی خدایی پول پارو می کننا

بیست دقیقه رو دندون من کار نکردا خداد تومن گرفت

 

 

3-همخونم نرسیده خونه،زنگ زده می گه دلم واست تنگ شده

ولی من که دارم از نبودنش یه نفس راحت می کشم

 

 

خداحافظ ترم اول

1-      هوراااااااااااااااااااا امتحانام تموم شد

تو روح هر چی استاد و درس و دانشگاه و پایان ترم و میان ترم و کتاب و جزوه است

 

2-الان یه قورمه سبزیه احتکار شده،تو فریزر خوردیم

معرررررررررررررررررررررکه،بوی خونه می داد

با یه اشتیاقی می خوردیم،کلی دوپینگ روحی کردیم

 

 

3-الان چند روزه ما لیوان نداریم توش اب بخوریم

کلا خونه داری عجب کاره سکته ایه ها،من اعصاب این کارا رو ندارم به خدا

دیگه نمی گم الان تو کاسه اب خوردیم،اتفاقا خیلی خوبه خیلی کلاس داره،چه معنی می ده ادم تو لیوان اب بخوره

مممممممم قاشق هم نداشتیم،ولی خب اون زیر می را دوتا دونه پیدا کردم که بشورم باهاش غذا بخوریم

مممممممممم دیشب اینقدر تنبل بازی در اوردیم که شام درست نکردیم،سر گرسنه بر بالین گذاشتیم

بمیرم واسه خودمون که تو تنبلی دکترا داریم

 

4-تو چهار سال کارشناسی گرفتن یه بیست مونده بود به این دل ما

البته اخرش گرفتما

کلا ملت تو هر چی نمره میارن،من تو اون درسا لنگ می زنم یه چیزی تو مایه های تو رو حضرت عباس پاس شه و اینا

فچ کن من قران شدم 10:30

اما

تصور کن

من

تو ارشد

19:۵

کلی لیست و از بالا به پایین شمردم ببینم درست دیدم،اونم اون درس سخت سختمو

البته دور از جون جزوه رو جوییده بودم عین چی

 

 

5-همخونم: ممممممممم ببین این تدی بو بد نمی ده؟؟

حالا قیافشم یه مدلی کرده،انگار تدی جیش کرده به خودش

من:ممممممممممممم اره خب،بوی عطر تو رو می ده

همخونم: اره دیدم چقدر بوش اشناست

 

6- تو اتاق نشستم طبق معمول درس می خونم، صدای همخونم از بیرون میاد داره با یکی حرف می زنه

 

همخونم:افرین پسر خوبم،همینجا بمون تا مامان برگرده،یه موقع نری تو اتاق پیش اون خاله روانیتااا،یه موقع وحشی می شه می کوبوندت به دیوار می پوکی، افرین عزیز دلم

من: رفتم بیرون می بینم داره با تدی خدافظی عاشقانه ای می کنه بیا و ببین، می خواد بره دانشگاه

 

صبح: از خواب پاشدم پام رفت رو تدی

شوتش کردم خورد تو دیوار

همخونم:کشتی بچه رو، خب این جوری بیدارش می کنی سکته می کنه

 

فچ کنم همخونهه قرصا رو سرو ته خورده

 خب اینم از تدیه قصه ما(بشتابید)

 

7-ممممممممممم دلم واسه قرصامون تنگ شده

ممممممممممممم ما یه یه بسته اسمارتیس داریم تو خونه،هر وقت من یا داداشم قاطی می کنه اون یکی می ره زودی یه دونه میاره می چپونه تو دهن اون یکی

مخصوصا از اون قرص قرمزی هاش

 

 

8- همینا دیگه

کامنت دونی نفرین شده

به مرگ خودم من همه کامنتاتون و تایید می کنم

اگه می بینید سیستومش تائیدیه فقط من باب کلاس و قرطی بازیه

اگه کامنت گذاشتین دیدن نیست چند حالت داره

 

-          تصمیم داشتی کامنت بزاری ولی نزاشتی

-          می خواستی کامنت بزاریا ولی بچت رو گاز بوده ول کردی رفتی

-          دوباره می خواستی کامنت بزاریا ولی خب نزاشتی

-          کامنت گذاشتی اما تو خواب گذاشتی

-          اون کامنتی که تو خواب گذاشتی،صبح بیا واقعیشو بزار

-          کامنت گذاشتی اما پابلیشش نکردی

-          تا اومدی کامنت و پابلیش کنی دی سی شدی

-          کامنت گذاشتی ولی واسه من نزاشتی

-          کامنتی که گذاشتی مال یه پست دیگه بوده

-          اومدی کامنت گذاشتی اما خصوصی گذاشتی

-          کامنتی که گذاشتی مرسی که گذاشتی

-          مهم این بوده که من بخونم که خوندم پس دیگه چرا چونه می زنی

-          کلا اگه کامنتت نیستی مشکل از خودشه از من نیست

آب معدنی تیتاپ دوست دارد

۲--شبهای امتحان من یکم هاپو می زنم و اعصاب مصاب ندارم

همخونم که میاد تو اتاق یه دادی سرش می زنم،اون وقت رو به تدی می گه بیا بریم باز خالت وحشی شده

بعضی وقتها موقع درس خوندن میاد جلوی من می شینه،چند دقیقه که می گذره می گه:من کم کم داره حالم بهم می خوره برم دیگه، بعد انچنان با اعتماد به نفس تدی و صدا می زنه یکی ندونه فکر می کنه تد الان واقعا جواب می ده

 

 

3-همخونم تو خونه من و مهربان, نیلوفری صدا می زنه

کلا من تیتاب خیلی دوست دارم

 

 

 

۵- اینو ببینید!!!!

تدی و E86

1- چند روز پیش منو یه ایل ادم پاشودیم رفتیم یه مغازه موبایل فروشی اشنا، واسه خرید گوشی

 

من: نو کیا E65 می خواستم

طرف: در حال حاضر E65 نداریم ولی شما این گوشیو ببینید

من: ممممممم خیلی قشنگه ولی من E65 می خوام

طرف: خب این و ببینید کیفیت عکسش از E65 خیلی بهتره

من:اااااااا چه جالب ولی من E65 می خوام

طرف: خب اینو ببینید  سری موزیکاله

من: ممممممم ولی من E65 می خوام

طرف:این یکی هم کیفیت تصویر هم صداش هم عکسش هم ... از E65 خیلی بهتره

من:با چشمانی حیرت زده، ولی من E65 می خوام

طرف:اینا سری جدید سونی اریکسونه

من:اوهوم. ولی من E65 می خوام

طرف: (دیگه کفری شده بود )E65 اصلا دیگه گیر نمی یاد ما با دوبی هم تماس گرفتیم اونجا هم نبود

من: ولی من E65 می خوام

طرف:مثل اینکه خیلی چشمتونو گرفته هاا

من:

 

دیگه کار داشته به جای باریکی می کشید طوری که یا من می خواستم گوشیمو روانه حلق یارو کنم یا اون می خواست دونه به دونه گوشیهاشو بکنه تو حلق من

خلاصه...

امشب قراره E65 دار بشیم

اگه خوب بود که خوب بود دیگه

اگه بد بود من می دونم اون دوتایی که گفتن برو E65 بخر

 

البته اون موقعی هم که تو مغازه بودیم یه E65 تو دستم بودو دونه دونه اون گوشی ها رو باهاش مقایسه می کردیم ،ایلیاتی

ولی من E65 می خوام

 

 

2- یه خرسی دارم اسمش تدیه، تمام بچه های خردسال فامیل و تمام بچه های سن دورقمی شده فامیل که با من صنمی دارن، تد و می شناسن

دفه پیش که رفتم خونه، تدی و اوردم

در حال حاضر تد یه عضو از این خونه مجردیه و ما شبا تا صب با تد و شایدم صبا تا شب با تد،حکایتا داریم و در حد کبودی و مرگ می خندیم

جایی از این تد مادر مرده نمونده که گاز گازی نشده باشه، خیلی خوردنیه کلا این تد قصه ما

 

 

3- این امتحانای کوفتی هم تموم نمی شن که یه نفس بکشیم

 

 

4- همینا دیگه

 

 

فردا نوشت:ممنونم از اون دوتا دوست خوبم که گفتن E65  بخر

به قول خودتون خیلی خداااااااااااااااااست

 

 

امروز یاد اولین گوشیم افتادم،یادش بخیر، سریه N khaz  بود

آب معدنی دلش سفر می خواهد

1-هر وقت یه وانتی شایدم مزدایی ( از این ابی گشنگاش) از تو کوچمون رد می شه من به همخونم می گه بدو که شووهرت اومد

اینم همچین شور می گیرتش و مسخره بازی در میاره سر این وانته که به حال مرگ می افتیم از خنده

 

دیروز همین اتفاق افتاد

دستشو برده زیر بلیزش جایی که قلبه، شروع کرده ادای تپش قلبو در اوردن و مثل ترکایی که به خوان فارسی حرف بزنن لحجه گرفته می گه: ...

خب این همخونم خیلی حرف می زنه اینجام خانواده رد می شه نمی شه گفت

این اخریا هم که وانته داره از کوچه می ره بیرون می گه:

نرو که قلب منو داری با خودت می بری

 

 

 

2- برداشته تقلبشو نوشته رو ساق پاش، دو تا هم شلوار پوشیده، با یه بوتی که زیپی هم هست رفته سر جلسه امتحان

دیگه تصور کنین چه مدلی تقلب و از رو پاش خونده، تقلب مذکور هم از همه بالاتر بوده یه چیزی تو مایه های نزدیک زانو

سر این مکان های تقلب کبود شدیم از خنده

 

 

3-تو این هاگیر واگیر رفتم کتاب خریدم

هنوز نخوندمشون

شازده احتجاب- هوشنگ گلشیری-1500 تو من

دلتنگی های نقاش خیابان چهل و هشتم- سلینجر- 2800 تومن

 

 

4-دلم مسافرت می خواد

یعنی  خیلی دلم مسافرت می خواد

یعنی خیلی خیلی دلم مسافرت می خواد

یعنی خیلی هاااااااااااااااااا

 

من از این حس پرونده و بودن و همیشه خدا ضمیمه یه نفر بودن بدم میاد

اینکه همیشه باید با مامان بابات بری مسافرت

یا اگه چند تا دختر جمع شن در نهایت یه فرد مذکر و می ندازن بیخ ریششون

 من دل سفر می خواد

حداقل با چند تا دوست خوب

من خسته ام

بفهم!

حشره ها خیلی خوفن

1- چند روز پیش با همخونم رفته بودیم بیرون،پیاده رو هم یخ زده بود عینهو اینه

خانوم افاضات کردن که هر کی الان بخوره زمین معلومه داشته هی*ز بازی در می اورده و گرنه ادم عاقل تو این وضعیت باید جلو پاشو نگاه کنه نه مردمو

 

2- یه چیز خیلی جالب موقع درس خوندن در مورد من این که، درسا رو به خودم تامیم می دم

مثلا اون موقع که واسه ارشد می خوندم تو درس جانور شناسیمون یه مبحث داشتیم در مورد کرم ها،مثل کرم اسکاریس، کرم کدو ... من اون هفته ای که این قسمت و می خوندم دل درد گرفته بودم

یا الان موقعی که دارم موفولوژی حشرات و می خونم تا اخر درس صاحب شاخک و بال و انواع اقسام درز و فرورفتگی و پیوست شدم

 

3- نمی دونم چه صیغه ایی هر وقت من دارم درس می خونم این همخونهه میاد تو اتاق،مطلب که می خونم در مورد تولید مثل حشره و دستگاه تناسلیه حشرست

هر دفه هم یه چیزی به من می گه

-         اااا حشره هم مگه از اینا داره(حالا منظورش از اینا چیه بماند)

-         بی تربیت اینا چیه می خونی

-         طفلی مامان بابات پول می دن تو از این درس بی ناموسیا بخونی

 

4- دیگه من مردم بسکم به ملت جواب دادم اره بابا جان حشره مغز داره اونم سه تا

حشره قلب داره اونم 8 تا

حشره پا داره اونم سه تا

حشره با حلزون فرق داره

هزارپا حشره نیست

حشره ها لارو دارن نه کرم

حشره سیستم تنفسی داره

حشره خون داره ولی قرمز نیست

حشره عصب داره اون با چه سیستومی

.

.

.

و در اخر این که حشره ها خیلی خوفن

 

 

5- هر وقت این همخونه هه من و موقع درس خوندن می بینه یه نگاهی بهم می کنه از این مدلا که چقدر بد بختی تو، یا مثلا من مریضی لاعلاج گرفتم امیدی به زنده موندم نیست

هر کی هم زنگ می زنه خونمون می گه تو رو خدا واسش دعا کنین

 

 

6-امروز استادمون پیش خودش چه فکر کرد که من و با اسم کوچیک صدا کرد؟؟

 

 

7- تو خونمون رسما هیچ موجود زنده دیگه به غیر از ما دو تا نمی تونه زندگی کنه

امروز موقع ناهار دیگه هیچی نداشتیم باهاش غذا بخوریم

تو حال خونه ام انگار بمب ترکوندن

دیگه نمی گم که چند روز پیش قابلمه نداشتیم غذا گرم کنیم و خدا پدر مادر مخترع ماهی تابه رو بیامرزه و در راستای کثیف نکردن ظرف تو همونم خوردیم

 

 

8-همینا دیگه

آب معدنی شنگول می شود

اینقدر زوق کردم دیدم واسم کامنتیدین

اینقدر زوق کردم این هوا واسم دعاهای خوب خوب کردین

مرسیییییییییییییییییییییییییییییی که اینقده خوبین

به قول هم خونم قیافم شده عینهو خری که بهش تیتاب دادن

من می گم ۱۷ حالا ببینم استاده می که چند

آب معدنی از دست می رود

الان یه جورایی در وضعیت سکته ناقصم

تا چند ساعت دیگه اولین امتحان این ترم و می خوام بدم

کمی تا قسمتی ترسید و رنگ به رخسار نداشته ام

دیگه بار گران بودیم و رفتیم واینا

 

 

حالا این امتحانه بخوره تو سر من،این مثلا اسونشه