هولدن دوست داشتنی من

1-بازی میلان و نمی دونم کجا رو . در راستای جام نمی دونم چی دیدین؟

من تا اونجایی که اینزاگی گل زد تو خواب وبیداری دیدم،بعدش انگار بهم الهام شد که میلان می بره رفتم تخت گرفتم خوابیدم

اما وقتی فهمیدم دلبرکان( نستا & کاکا) گل زدن، خیلی دلم سوخت که بازیو ندیدم

 

اخه این چه وضع پخش فوتباله یا اخر شب می زارن یا سر ظهر

خب بابا من خوابم میاد

بیاین قبلش با من هماهنگ کنید

 

 

 

2- بالاخره ناتور دشت و خوندم

خدااااااااااااااا بود

من کلا از کتابایی که یکم دوز بی ناموسیشون زیاد خوشم میاد، کتابایی که توش بد و بیراه داره، جزو کتابای محبوب منن

اخه خدا وکیلی ما تو زندگی شخصیمون که اینقدر پاستوریزه نیستیم. هستیم؟

بعضی از این کتابا همچین زندگی ادما رو توصیف می کنن انگار اینا اخره حرف بدشون بی تربیته اخر کار بدشونم اینه که یواشکی دستشونو کردن تو دماغشون

یا زندگی مشترک دو نفر یه جوری توصیف می کنن یکی ندونه فکر می کنه اینا فقط از یه در مشترک وارد خونه می شن بعدش هر کی می ره تو اتاق خودش، پی کار خودش

 

بخونین این ناتور دشت و

اون وقت که معنی این مترسک روی جلد کتاب و درک می کنین

البته یکم این هولدن لغات بد زیاد داره، مثلا تو یه صفحه ده مرتبه گفته حروم زاده

یا یه سری تیکه کلام خدااااااااااااااا

 

-همه دخترا همین جورن. هر وقت یه کار قشنگی می کنن حتا اگه نشه بهشون نگاه کرد یا خنگ و گول باشن،ادم تقریبا عاشق شون می شه و یه دفه نمی فهمه کجاس. دخترا. خدایا. می تونن ادمو دیونه کنن .واقعا می تونن

 

-همه دخترا وقتی احساساتی می شن بی عقلم می شن

 

-قبلا از روی خریت خیال می کردم خیلی باهوشه.واس این که خیلی چیزا از سینما و نمایش و ادبیات و اینا می دونست.اگه کسی از این چیزا سر در بیاره،خیلی طول می کشه ادم بفهمه طرف مشنگه یا سرش به تنش می ارزه.

 

-بچه ها همیشه می خوان دوستشونو ببین. این خیلی بهم کیف می ده

 

-دوست دارم وقتی یکی باهام حرف می زنه صاف بره سر اصل مطلب،ولی دوست ندارم زیادی بره سر اصل مطلب

 

 

ناتور دشت/جی.دی سلینجر. ترجمه محمد نجفی/ انتشارات نیلا/ 2200 تومن

 

 

3- یه جمله قشنگی تو کتاب عطر سنبل عطر کاج خوندم:

بدون خویشانم من یک رشته نخ هستم،با همدیگر یک فرش ایرانی رنگارنگ و پر نقش و نگار می سازیم

 

4-دیشب خواب دیدم رفتم کتاب یادداشتهای شخصی یک سرباز و خریدم

روزهای حبابی

این روزها چنان شیشه ایم

که فقط یه تلنگر می خواهم برای شکسته شدن

هیچ کس شکسته شدنم را نمی بیند

هر روز...

در غار تنهاییم

 

 

 

 

 

 

پی نوشت:امسال هم اسمم تو لیست حج دانشجویی نبود.

بدون شرح

می دونی! وقتی یه بابایی پسریشو گم می کنه.خیلی درد داره. خیلی ...

عطر سنبل عطر کاج

1-     اینقدر از این جک خوشم میاد که

" ترکه می رفته در یه کلیسا رو می زده و  در می رفته،بعد از چند روز کشیشه وایمیسته پشت در. تا ترکه در می زنه،کشیشه می پره بیرونو دست ترکه رو می گیره،بعد ترکه حول می کنه می گه: ببخشید عیسی خونست"

داشتم فکر می کردم باز ترکه عقلش رسیده گفته عیسی نگفته مریم

 

2- من علاقه شدیدی به لیوان خریدن دارم. ساکورا شاهده، خیلی هم رو لیوانام حساسم مخصوصا اونی که اخر از همه خریدمش، بدمم میاد کسی تو لیوانم اب و چایی و سایر نوشیدنی های مجاز و غیر مجاز و بخوره

مثلا می رم یه لیوان متفاوت با بقیه می خرم که ملت بدونن این لیوان سر و صاحب داره چیزی توش نه خوردن اما دقیقا برعکس می شه، یعنی این تفاوته باعث می شه وقتی میان لیوان بر دارن این لیوان من عین پرژاکتور تو چشم می زنه، برش می دارن

 

چند روز پیش که رفتم یه لیوان قرمز مامانی خریدم تو خونه اعلام کردم هر کی با لیوان من اب و چایی و سایر مایع جات دیگه رو بخوره خره، حالا خود دانید

 

 

3-تا حالا شده تویه دفتر،جزوه یا کتابای بقیه یا روی در و دیوار واسه کسی یادداشت های بامزه بزارین؟

داداش من استاد این کاره

تو جزوه های پارسالم پر بود از خضعبلات اقا، دقیقا جایی که من مداد و می ذاشتم لای جزوه و می رفتم کلی نوشته های بامزه و محبت امیز می نوشت و می نویسه

 

مثلا یه جامدادی من دراوردی دارم،که خودم برداشتم یه کاغذ و تا کردم و دو طرفشو چسب زدم تا مداد رنگی هایی که باهاشون درس می خونم گم و گور نشه

اومده روش نوشته: اهدایی از طرف کمیته امداد امام خمینی (ره)

یعنی من منفجر شدم اینو خوندنم

یا مثلا: قرصاتو خوردی

یا: من خیلی دوست دارمااا

یا: روی پاک کنم مثنوی 70 من می نویسه اونم با خودکار

 

یا یه سری کلماتی که مال خودمون دو تاست

 

کار خیلی باحالیه حتما شما هم انجامش بدین

 

4-کتاب عطر سنبل عطر کاج خوندم( خریدمشااا)

معرکست، اگه الان اب دستتونه بزارین زمین و بپرین برین این کتاب و بخرین

 

عطر سنبل عطر کاج/نویسنده فیروزه جزایری دوما:مترجم محمد سلیمانی نیا/نشر قصه/2500 تومن

و خداوند دستشویی را آفرید

1- می دونی وقتی ادم با یکی صمیمی می شه،وقتی طرف مقابلت هر روز و هر روز بیشتر به تو نزدیک می شه،وقتی اومد تو حریم تو

انگار توقعت ازش بیشتر می شه،بیشتر از قبل، انگار هر حرفی می زنه، انگار واژه واژه اون حرفا ، حتی نوع بیانشون واست مهمن

یاسمن!!! من هنوز نتونستم اون حرفی رو که 5 شنبه بهم زدی و باور کن

اصلا باورم نمی شه که این تو بودی که...!!!!!!!!!!!!

 

 

2-کی اینجا پرستاران و می بینه دستش بالا!

اقا این جرالد کجا رفته؟؟

من انگیزه ندارم دیگه این فیلم و ببینم

 

 

3-اینکه یه دو جین از دوستای ادم اذری باشن هم ، فیلمیه واسه خودش

روز اولیه ، روز شونزده همیه ، روز نوزده همیه ، روز بیست و نوهمیه

کلهم اجمعین، یوهو یی، تولد تون مبارک

 

 

4- یوووووووو هوووووووووووووو

هووووووووووووووورااا

کاکا اینا توپ طلای فوتبال امسال و بردن

 

 

5- خیلی به خدا ظلم اردبیل یه متر برف بیاد اون وخت  من اینجا در حسرت یه دونه برف باید اه بکشم

 

 

6- شما کجای خونتون از همه جا بیشتر واستون مهمتره؟؟

اشپزخونه؟ اتاق خوابتون؟ حموم؟ پزیرایی؟ دستشویی؟؟

 

مهمترین جایه یه خونه از نظر من دستشوییه، واسه من ابعاد یه دستشویی،رنگ کاشی هاش ،نوع کاشی هاش، طرح کاشی هاش، مایع دست شوییش، نوع شیرش ،نورش،محل قرار گرفتن ،... خیلی مهم

و مهمتر از همه اینا همون ابعاد دستشوییه

دیدن این دستشویی ها رو که می ری توش می خوری به درو دیوار، یا کاشی هاش قهوه ای، یا اگه یه وقت برق بره تاریکیه مطلق می شه، یا اینکه همه جای خونه رو ساختن اون وقت یه گله جا پیدا کردن این کنار گوشه ها بعد کردنش دستشویی، یا تو این اپارتمانا که همین طوریشم تو در و دیواری، دستشویشون دقیقا وسط پزیرایی؟

 

خوش بختانه خونه ما دستشویش از هر نظر خوبه، با یه حساب سر انگشتی یه 8 نفری می تونن توش وایستن(دارم ابعادش و می گم نه اینکه هشت نفری برن) حالا اگه یه خورده مهربونتر وایستن یه 10 نفری جا می شن، اگر هم مدل اتوبوس باشه و اقا شما یکم برو بالاتر و اینا 12 نفر، اگر هم مدل مترو به خوان وایسن دیگه 15 نفر رو شاخشه

 

دیگه می دونین که تو دستشوییمون فضای سبز هم داریم

 

7-همینا دیگه. فعلا

برف غیرتی

-یه اتفاق خیلی جالبی که تو خوابگاه بین دخترا خیلی می افته،غیرتی شدن دوست پسراشونه و جالب تر از اون حس ذوق مرگیه که به دختر خانومای گرامی به خاطر این کنترل نامحسوس دست می ده

 

یکی از دخترا تعریف می کرد وقتی می رم دانشگاه باید از تلفن کارتی دانشگاه بهش زنگ بزنم بفهمه من رسیدم بعدش سر کلاس بهم زنگ می زنه تا صدا استاد و بشنوه تا بدونه من سرکلاسم ،بعد رسیدم خوابگاه ...

جالب تر از اون زمانیه که پسره از این اخلاقا نداشته باشه اون وقت که دختره می گه: اصلا واسش مهم نیست من کجا می رم،کی می رم،کی میام ، فکر کنم یه دوست دختر دیگه هم داره که من واسش مهم نیستم

 

و این کنترل نا محسوس شدیدا دو طرفست،یعنی تنها کاری که تو این ربطه می کنن محدود کردن همه و بعدش خیلی شیک کار خودشون و طرف مقابلشونو توجیه می کنن

مثلا: پویا بهم اجازه نداد برم سینما،بچه ها که اومدن از سینما گفتن فیلمش چرته،حتما پویا یه چیزی می دونسته که بهم گفته نرم

 

من کلا واسه هر دو طرف معادله متاسفم به خاطر این همه اعتماد

 

به قول کیمیاگر تو کتاب کیمیاگر:اگه انچه یافته ای خالص باشد،هرگز فاسد نخواهد شد

 

2- اصلا سیستم درس خوندن ما پیونده ناگسستنی داره با جزوه

استاده برداشته کتاب معرفی کرده این کتاب چند موضوع رو به طور موازی توضیح می ده و فقط یکی از موضوع هاش مربوط به این درس ما می شه

خب ادم... گیجه می گیره، من حالا اون وسط باید بگردم و بفهمم کدومو بخونم کدومو نخونم

 

3- شما ووزروvozer  می شناسین؟؟

نه؟

اگه این سگ استرلینگ اینقدر تنبل نبود تا حالا واسه خودش یه شهرتی به اندازه زمبه به هم زده بود

به هر حال هر کاری عرضه می خواد

 

4-چند رزو پیش اردبیل برف اومده بود، اینقدر هم من دلم هوای برف کرده بود که حد نداره

داداشم می گه اردبیل اب و هواشم خرکیه

 

5-دلتون بسوزه که ندارین؟

حالا چی؟ بماند