هر
وقت از يه وبلاگ جديد سر در ميارم اولين چيزي كه واسم مهمه درباره وبلاگه
شه اين طوري حداقل گوشي دستم مياد طرف كيه و چه كارس و صد البته مي تونم
بهتر با خودشو نوشته هاش ارتباط برقرار كنم
با اين عشق وافر به درباره وبلاگ پيش خودم گفت دختر خب خودت چرا نداري؟
و اين شد كه ما از ديروز تا حالا در باره وبلاگ دار شديم !
نمي دونم حواليه ساعت ده و خورده اي شب برنامه رضا رشيد پور رو از شبكه پنج مي بينيد يا نه؟
اسم برنامش عبور شيشه ايه به گمانم
خود رضا رشيد پور كه مجريه بي نظيريه و البته اطلاعات عمومي خوبي هم داره كلي هم سر به سر مهمون برنامه مي زاره
مهموناي برنامه يكي از يكي فوق العاده ترن
اما
اخراي برنامه يه كليپي پخش مي كنن از علي لهراسبيه جان كه اين يكي ديگه ختمه معركست اخرشه
بي تو بودن كار من نيست
...
من
نمي دونم چه كاريه هي از رئال فوتبال پخش مي كنن به گمانم به شيكه سه هم
پول دادن كه هي اينا رو نشون بدن از اين رئال هيچي بعيد نيست
بابا يه خورده اون ور تر تو همون كشوري كه شبيه چكمس يه مشت ادم جنتلمن ريختن دارن فوتبال بازي مي كنن از من گفتن بودا
البته مي دونم واسه يه ادم پشت كنكوري خوندن رمان اونم از نوع درپيت ايرانيش از گناهان كبيره است ولي خب مي شه حكايت همون بچه اي كه مي خواد هر كاري كنه هر خفتي به جون بخره الا درس خوندن
تو
همه اين رمانا يه دختر خشگل ماه مامان در يك خانواده متمول زندگي مي كنه
كه حتما هم بايد دانشجو باشه .يه هويي و الله بختكي در مسير زندگيش با يه
پسري كه از قرار اونم از خانواده متموليه و خيلي هم جنتلمن يا به قول دختره
جذابه(الهي كوفتت بشه) اشنا مي شه
بعد
يه هويي تويه راه ماشين دختر پنچر مي شه بعد يه هويي تر از اون اين اقا
خوشتيپه مثل سوپر من ميادو ماشين خانوم رو از پنچري در مياره
ديگه
از اين جا به بعدش اين اقا از سوپر من يه چيزي اون ور تر مي شه هر بار اين
دختر خانوم به مشكل بر مي خوره اسمون باز مي شه و اين اقا خوشتيپه مياد
نجاتش مي ده
در اخر هم با هم ازدواج مي كنن
اين موضوعيه كه من تو چند تا رماني كه خوندم پايه ثابتش بود
خب من كه از اول گفتن در پيته
چند روز پيش سر از دانشگاه تهران در اوردم
طفليا يه خورده خل بودن