و باز هم هولدن
از قرار هولدن دوست داشتنی ما باز هم تویه یکی از داستان ها حضور بهم رسانده.
و اون طوری که اول کتاب خوندم خوده سلینجر هم عاشق این هولدن کالفید بوده
وکیل سابق سلینجر تعریف می کند: که بار اول ناتور دشت را بعد از ویراستاری به یک ناشر سپردیم،بعد از چند روز سلینجر به من تلفن زد.صدایش گرفته بود و انگار با بغض حرف می زد.هر لحظه ممکن بود بزند زیر گریه. به من گفت که نمی خواهد کتابش را چاپ کند و باید قراردادمان را با این ناشر فسخ کنیم. وقتی علت را جویا شدم،فقط دو جمله به من گفت:"این یارو به من می گه هولدن یه دیوونه اس"
به سبک هولدن:پسر، وقتی می بینم یه نویسنده ای اینقدر به شخصیت داستانش اهمیت می ده خیلی کیف می کنم
اما نویسنده هایی که شخصیت داستانشون واسشون مهم نیست افسردم می کنن
یادداشت های شخصی یک سرباز/جی.دی.سلینجر/ترجمه علی شیعه علی/انتشارات سبران/2000 تومن
2- کتاب "مترجم دردها"ی جومپالاهیری رو خوندم، نه تا داستان کوتاهه
اولش که اسم کتاب و شنیدم اصلا کلمه "مترجم دردها" واسم قابل هضم نبود
،نمی تونستم درکش کنم
اما حکایت مترجم دردها خیلی جالبه
یه اقایی که به یه زبان محلی (گجراتی)تسلط داشته تو مطب دکتر درد و مریضای بیمارایی که به این زبان صحبت می کردن و واسه دکتر ترجمه می کرده
جالب نه؟
می شه مترجم دردها
ولی من همین جا قسم می خورم که دیگه هیچ کتابی از خانم لاهیری نمی خونم. دیگه از بنگالی هایی که اومدن امریکا و یه دوجینشونم تو دانشگاه ام ای تی ان و،خانوم هایی که شنکرف به سرشون می مالن و عاشق خورشت کاری و ذنجبیل و دراچین و میخک و خرید سبزی و ماهی تازه ان خسه شدم.
ولی خانم لاهیری همنام تون یه چیز دیگه بود.
مترجم دردها/جومپا لاهیری/ترجمه امیر مهدی حقیقت/نشر ماهی/2300 تومن
3- اهل همشهری جوان خوندن هستین؟
اگه اره! که ای ول دارین
اگه نه! که باید بالاخره از یه جایی شروع کنید.
این شماره همشهری جوان و از دست ندیدن
مخصوصا جلدشو![]()
4-زمستون تون مبارک![]()

