آخر ترمی چه خاکی بر سر بریزم؟
واسه
همین این چند روز که ما حسابی درگیر درسیم،دهقان فداکار بازیه بابام گل
کرده و شبا واسمون چایی میاره و ظرف می شوره و بساطیه خلاصه![]()
2-اینکه ما از همکلاسی مذکر شانس نیاوردیم چیزیه که دیگه واسمون کاملا جا افتاده، اما امان از دست بعضی از دخترا
یه سری که کلا ،سر کلاس چایی شیرنن، یعنی دختره احساس می کنه اگه الان حرف نزنه استاد می گه این لاله![]()
یه سری هام که خنگ خدایین، یه سوالایی می پرسن![]()
یه همکلاسی داریم یعنی من می خوام این بشرو خفه کنم
، من اوائل فکر می کردم خیلی بارشه،دو بار رفتم ازش سوال پرسیدم ،دیدم چیزی بارش نیست،تریپ طبل تو خالی و این حرفا
فقط بدیش اینه که من خودمو دست کم می گیرم وگرنه که...![]()
الان تریپ ماست من ترش نیست و ایناست دیگه![]()
3- به خدا می خوام فقان بزنم
، اخر ترمی من با یه جزوه دویست و اندی صفحه ای چه خاکی تو سرم بریزم
خب تقصیر خود استاداست به خدا ،یه کاری می کنن ادم یاد اقوام زنده و مرده و خواهر و مادرشون بی افته![]()
4- چه می کنین با امتحانا
من چهار تا امتحان بیشتر ندارم ولی رسم و کشیدن همین چهارتا![]()
5- اقای ایدین نیکخواه بهرامی خدا رحمتتون کنه
اون روزی که اون پست و گذاشتم 110 تا ویزیتور داشتم،یعنی یه چیزی تو مایه های 90 برابر
6- فیلم بیداری رو می بینین؟؟
من که نمی بینم! چرند می زنه
از اون ور فیلم ساعت شنی!!
نه به اون تورنگ که... !!
نه به ماهرخ که...!!
7-امروز اینقدر لباس پوشیده بودم که نمی تونستم وول بزنم، داشتم خفه می شدم،تا این حد که دکمه مانتوم کنده شد![]()