به خانه بر می گردیم
1- الو الو
صدا میاد
الوووووووووووووووووووووووووووو
1 2 3 امتحان می کنیم
صدای من را از تهران می شنوید
از خانه![]()
اشک تو چشام جمع شده،چقدر دلم واسه خونمون تنگ شده بود،
واسه اتاق یخچالیم(من نمی دونم این اتاق کوفتی من چرا اینقدر سرده)
واسه داداشیم![]()
واسه لوس بازیاش![]()
واسه مامانم![]()
واسه غارم
واسه ارامش اینجا
واسه حموممون
واسه دستشویمون(با فضای سبز)
واسه وضوح تصویر اینجا(تو اون خونه کوفتی اصلا ما تی وی نمی دیدیم،بس کم برفکی بود همه چیز)
واسه غذای گرم و اماده
واسه فراغت بالی که اینجا دارم
واسه کتابام
واسه تختم
واسه پتو سبزم
واسه ولو شدن جلوی تی وی
واسه غیبت بازی با مامانم
واسه هر چی که فقط متعلق به اینجاست و هیچ جایی نمی شه پیداش کرد![]()
البته الان خیلی جو گرفتتم
خودم می دونم
فردا که اومدم گفتم من چه کنم با این داداش الاغم تعجب نکین![]()
2- دیروز ما رسیدم خونه یه چایی با مامان خانوم زدیم و یکم غیبت بازی کردیمو
رفتیم دندونپزشکی
من چقدر از این تف جمع کن دندونپزشکی بدم میاد
از نظر من که در زمینه دندون پزشکی واسه خودم صاحب نظرم این یارو هیچی حالیش نبود
من به اندازه شایدم به جای تمام فامیلای زنده و مردو به دنیا نیمدمون رفتم دندون پزشکی![]()
فک کردن به اینکه این دمو دستگاه دندونپزشکی تو دهن هزار و یه نفر رفته و الان من هزار و دومین نفرم واقعا حال بهم زنه،ولی مانع از این نشده که من برای دومیلیونیوم بار نرم دندون پزشکی
ولی خدایی پول پارو می کننا
بیست دقیقه رو دندون من کار نکردا خداد تومن گرفت
3-همخونم نرسیده خونه،زنگ زده می گه دلم واست تنگ شده
ولی من که دارم از نبودنش یه نفس راحت می کشم![]()
![]()