زندگيه ماه رمضوني هم واسه خودش حكايتي داره از حدوداي ظهر مي ري تو اشپزخونه دنبال افطاري درست كردن و ما بقي متخلفات كه فقط به شكم مربوط ميشه كلي هم سليقه و وسواس به خرج مي دي بعد موقع افطار مي شيني جلوي تي وي ،هم مي خوري هم مي بيني ،تا اونجا كه اينقدر غرق فيلم ديدن مي شي كه اصلا نمي فهمي چي مي  خوردي فقط مي دوني داري مي خوردي حالا اين همه وسواس به خرج دادانش ديگه چي بود؟

 

 

مي ري سراغ گوشيت

دو تا اس ام اس داري

اوليش : ياسي اس ام اس فرستاده با اين مضمون

فلانه با فلاني ازدواج كرده

ساعت ارسال مال دوساعت قبله

 

دوميش : بازم ماله ياسيه

مثل اينكه از اين خبر شكه شدي يا به دستت نرسيده گفتم اين دختره چفت و چغر فلانه با فلاني ازدواج كردن اگر بعد از شنيدن خبر زنده موندي يه جوابيه صادر كن

 

شوك مي زني از نوع 300 تا شارژ

دوباره مي خوني

مي خواي جواب بدي

 اصلا نمي شه كلمات رو تو اس ام اس جفت و جور كرد

 زنگ مي زني

سلام و عليكي در كار نيست

اون وريه هم شوك زده

فقط قح قح مي خنديدن و بعدش سكوت

 

كي باورش مي شد

با يه حساب سر انگشتي 11 – 12 سال اختلاف سني دارن، دختره تو ده دوم زندگيشه پسره ده سوم

 

 

شوك تا 400 شارژ

همه برين عقب

 

كماكان درس خوندنم به درد عمم مي خوره

 

البت داداش ما خودمون اند اين صوبتاييم !!!

 

خدا يا

خداي خوب من

يه سوال داشتم ازتون

البته مي دونم ماه رمضوني سرتون شلوغه ولي خب سوال ديگه پيش مياد

مي خواستم بپرسم

درواقع

اها

اين طوري بگم شايد بهتر باشه

يعني اين كه

...

راستش

خدا جون اين همه موجود افريدي . انسان رو افريدي . ستاره ها ماه زمين رو افريدي .

ديگه خدا جون پشه افريدنت چي بود ديگه