چه کسی ناهار فردا را درست کرد
رسیدیم خونه ناهار 5 صبح پزون و خوردیم و من جلوی کولر خوابم برد، مهدی هم هوس پدر خوانده کرده بود، مشغول دیدنش شد. ساعت 8:30 فکر شام خطور کرد به ذهن اینجانب، اصولا شام خونه ما سر هم بندیه، و این خیلی عالیه، چون هم من اشپزی خاصی نمی کنم هم اینکه سبک برگذار می شه!!! اب دوغ خیار هم که معرف حضورتون هست
در همین راستا، چند روز پیش رفتیم همون مغازه ای که قالب کیک واسه مهمونی خریده بودم 4تا قالب کوچیک هم مهدی برداشت گفت باهاشون کار دارم، این اقای شوهر ما کلا دستی بر اشپزی دارن، دوران دانشجویی شله زرد می پختن می بردن حرم پخش می کردن، دیگه خود بخوان حدیث این مجمل، واسه ناهار فردا مایه ماکارونی داشتم درست می کردم، تو همون گیر و دار یه سیب زمینی رو گذاشتم پخته شد و بعدشم رنده کردم، و گذاشتمش کف قالبها و بعد یکم مایه ماکارونی ریختم روش و بعدم پنیر پیتزا، گذاشتم تو سولار دام تا پنیرا اب شد، وقتی هم که سرد شد راحت از تو قالب دراومد. خیلی خوشمزه شد، خلاصه شام سر هم بندی امشب هم عالی شد.
این روزها همه ماریچی می بینند شما چه طور؟