اين پست يك تخليه رواني است

 

به من چيزي بگو شايد هنوزم فرصتي باشه

 هنوزم بين ما شايد يه حس تازه پيدا شه

 

روزي شونصد دفعه با خودم مي خونميش

مخصوصا با اون حالت التماس انگيز بهروز صفاريان

 

يه كاري مي كنن تخته كنه ادم اينجا رو

 

خسته شدم

خسته شدم

كهير مي زنم وقتي كتابامو مي بينم

حالا ايناش به درك اسفل و سافلين اگه قبول نشم

اخرش مي رم ازاد ديگه

از ايدز كه بدتر نيست

حالا اومديمو اونم قبول نشدم

اون وقت چه خاكي تو سرم كنم

 

اصلا تو رو چه به درس خوندن

 

يه هفته گذشت 5صفحه هم نخوندم

 

به جان خودم من تا حالا تو عمرم اين همه درس نخونده بودم

ولي با اين حال فكر نكنم افاقه كنه

 

الهي بميرن كه كنكورو از خودشون در اوردن

همين كارا رو مي كنين ادم پاشه بره خارج بشه فرار مغزها ديگه