همخانه
باز همخانه شديم
مثل چند تابستان گذشته
مثل تمام ان روزهاي خوش دانشجويي من
وچقد كفن جويدن هاي نصفه شبيمان حال مي دهد
وخواهرانه هايمان
ومن خوشحالم كه تو ميايي
هر تابستان
و چقد زيباست
احمقانه هايمان
خنده هاي از اعماق قلبمان
چاي دارچين هاي بعد از ظهر هايمان
وچه خوشمزه اند،غذا هاي من دراورديمان
ظرف هاي نشسته تلنبار شده امان
و خاطراتي كه مي سازيم
و من خوشحالم که تو میایی
هر تابستان
...
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم تیر ۱۳۸۶ ساعت 23:57 توسط آب معدنی
|