- دلمان براي يكدانه برادرمان تنگوليده است

يعني خيلي تنگوليده است

يعني ما دلمان برايش به اندازه يك نخود شده است

كاش اينجا بود كمي بغلش مي كرديم

دلمان براي بوسيدنش يك ذره شده است

هر از گاهي زنگكي مي زند با هم گپكي مي زنيم

دلمان براي قبض موبايل اخر ماهش مي سوزد مي گوييم كه بهتر است قطع كند

بعد بهمان مي گويد كه اين چيزها برايش مهم نيست ما فقط برايش مهميم

باور كنيد

هيچ فكرش را نمي كرديم اينقدر دلتنگش شويم

اس ام اس هاي خاله زنكيش ما را كشته

خبرهاي ان طرف را برايمان سه سوت مي فرستد

فكرش را بكن

ما روزي صد دفه همديگر را مي بوسيديم اما من دو هفته است پسرك را نديده ام

خب دلمان است ديگر

مي تنگولد